حاج ملا هادي السبزواري
151
شرح مثنوى
كه در حقيقت و باطن ، فرعون معترف بوده . ( ( 2462 ) ) رنگ زرّ قلب ده تو مىشود * پيش آتش چون سيه رو مىشود ن 122 15 - ك 50 19 ده تو : ده لا . ( ( 2466 ) ) پيش چوگانهاى حكم كن فكان * مىدويم اندر مكان و لا مكان ن 122 19 - ك 50 21 اندر مكان و لا مكان : يعنى همه قدرت توست ، چه قوى و طبايع و چه برازخ و چه مفارقات متعلقهء بىنياز از عالم صورت در ذات نه در فعل و چه مفارقات مرسلهء بىنياز در ذات و فعل هر دو * ( أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً 65 : 12 . ( 1 ) ( ( 2467 ) ) چون كه بىرنگى اسير رنگ شد * موسيى با موسيى در جنگ شد ن 122 20 - ك 50 21 چون كه بىرنگى : مرتبهء اول از وجود ، وجودى است مجرد از مجالى و مظاهر و اسماء و صفات و نسب و تعينات كه او را عرفا مرتبهء احديت و هويت غيبيه و غيب الغيوب و وجود لا اسم له و لا رسم له ، و اين مراد است از مقام بىرنگى و لا تعيّن و وحدت صرف و هستى محض ، و اول اسم و رسم كه پديدار آمد اسماء حسنى و صفات عليا بود كه مندمج بودند در غيب هويت ، چه آن حقيقت وجود با وحدت و بساطت صرفه ، مصداق همهء اسماء بود ، ليكن اعتبار ذات مقدم است بر اعتبار صفات و اسماء حسنى ، فَهُوَ الله الْحَىُّ العَليمُ المُريدُ القديرُ السَّميعُ البَصيرُ المُتَكَلِّمُ ، الى غَيرِ ذلكَ مِنَ الأسْماءِ الحُسْنى . و بعد مرتبهء اعيان ثابته بود در علم هويت كه لوازم غير متأخره در وجود بودند از براى اسماء و صفات ، مثل مفاهيم اسماء و صفات براى ذات . و بعد از اينها در مراتب افعال هر چه تنزلات بيشتر ، كثرت و تعينات آشكاراتر شد و اين مراد است از « اسير رنگ شدن » ، قال الله تعالى * ( اِهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ . 2 : 36 ( 2 ) و چون قوس نزول اختتام پذيرفت ، قوس صعود افتتاح نمود در صراط انسان كامل ، و او را سير من الخلق الى الحق و سير بالحق فى الحق و من الحق الى الحق اعنى از مجلويت اسماء و صفات حضرت و احديت ترقى نمود به مجلويت حضرت احديت به مقام تصالح الاضداد و مجمع الانداد رسيد و نقطهء آخر به اول پيوست و انجام به آغاز متحد شد و به بىرنگى نخستين و اصل شد . دو سر خط حلقهء هستى به حقيقت بهم تو پيوستى كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ 7 : 29 . ( 3 )
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء طلاق ، آيهء 12 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء اعراف ، آيهء 24 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء اعراف ، آيهء 29 .